سفارش تبلیغ
صبا
سکه دولت عشق

دیروز سنتور را کول کردم بردم تهران تا استادم کوک کند. دیگر صدای آهن پاره می داد به جای آهنگ! حالا یعنی نمی شد همینجا کوکش کنند؟ نمی شد. استاد گفته ساز مثل ناموس آدم است. اینها هم گفته بودند یک هفته باید سازت اینجا باشد تا کوکش کنیم! مگر می شود آدم یک هفته از ناموسش بی خبر باشد؟ اصلا مگر می شود یک هفته ساز نزد؟ با این کارهای خسته کننده ای که من دارم. روزی چند بار به سراغ ساز نروم، نمی شود که! این شد که بردیمش تهران. چند دقیقه بیشتر کار نداشت. حالا می شود چیزی شبیه آهنگ از تویش در آورد، اما من فراموش کردم از استاد بپرسم سنتور، خانم است یا آقا؟!!!



  • کلمات کلیدی : سنتور، خانم، تهران، ناموس، کوک
  • نوشته شده در  پنج شنبه 93/11/23ساعت  1:15 صبح  توسط مریم غفاری جاهد 
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ;کتری!
    گدا و جواهر؟؟؟
    دلخوشیهای خوابگاهی
    عکس های گمشده
    اخلاق فدای مذهب
    خلاف مجاز!
    توله سگ های شیطان
    گوشی طفلکی من!
    کابوس
    سنتور خانم!
    [عناوین آرشیوشده]
     
    *AboutUs*>