سفارش تبلیغ
صبا
سکه دولت عشق

هر روز صبح به تصویر توی آینه لبخند می زنم و می گویم: شرط می بندم امروز معجزه ای خواهد شد! اوهم نیشخندی می زند و می گوید:شرط می بندم که نخواهد شد! شبها به آینه نگاه نمی کنم. شرط را باخته ام.



  • کلمات کلیدی : معجزه، صبح
  • نوشته شده در  جمعه 93/4/20ساعت  12:18 عصر  توسط مریم غفاری جاهد 
      نظرات دیگران()

     

    در انتظار معجزه ای در ها را باز کرده ایم . هزاران سال است که دستها در آغوش دلها نویدی را انتظار می کشند . رسول معجزه ای که در اذهان آشفته، با دستهای خیال بافته شده ،بر ساخته ای همچون دساتیر واژه های بی معنی است و نمی آید . آنقدر نمی آید تا گردبادهای بلا درهای باز را از انبوه گردهای سیاه ناامیدی بپوشانند ، آنوقت گمان می کنم عمری در انتظار همین بادهای مسموم آغوش گشوده ایم .حیف دیر فهمیدم که این خیالات مجمل در اطناب حقایق تاریک گم شد . ماندیم با موجی از ابهام . امروز دیگر منتظر نیستیم . امروز ارواحی را می طلبیم که قفس ها را بشکنند و آنقدر عرضه داشته باشند که بر آسمان تنهایی جار بزنند لطافت خود را، نه در خاک پوسیده. هیچ قایقی نمی تواند امواج دلتنگی ما را به ساحل برساند باید به همراه موج ها به قعر دریا برویم یا سوار بر براقی از نور به آسمان.همراهی هست ؟

     



  • کلمات کلیدی : مسافر، آسمان، دلتنگی، آغوش، براق، نور، معجزه
  • نوشته شده در  دوشنبه 89/1/2ساعت  10:0 صبح  توسط مریم غفاری جاهد 
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ;کتری!
    دلخوشیهای خوابگاهی
    عکس های گمشده
    اخلاق فدای مذهب
    خلاف مجاز!
    توله سگ های شیطان
    گوشی طفلکی من!
    کابوس
    سنتور خانم!
    [عناوین آرشیوشده]
     
    *AboutUs*>