سفارش تبلیغ
صبا
سکه دولت عشق

سال ها پیش زمانی که قرار بود راجع به زندگی یکی از علمای شیعه کتابی بنویسم -و البته به دلایلی در نیمه راه رهایش کردم-ضمن تحقیقاتم، به مصاحبه ای برخوردم که طی آن، علامه خاطره ای از دوران خدمتش در یکی از روستاهای عراق نقل کرده بود. علامه می گفت روز عید قربان چاقوی بزرگی را آوردند که بر آن دعا بخوانم، قضیه را که جویا شدم گفتند «ما قربانی و صاحبش را با هم می کشیم!!!»علامه می گفت، طی مدتی که آنجا بودم فقط توانستم نماز و روزه شان را درست کنم!!!
در این چند سال هر وقت یاد این خاطره می افتم ضمن این که مو بر تنم راست می شود به این فکر می کنم که واقعا علامه به عنوان مبلغ مذهبی نمی توانست آنها را هدایت کند،یا درست کردن نماز و روزه جزو وظایف تعریف شده اش بود اما تغییر آداب و رسوم غلط اهمیت نداشت؟ هنوز به هیچ نتیجه ای نرسیده ام.



  • کلمات کلیدی : قتل، شرع، نذر، قربانی
  • نوشته شده در  شنبه 94/7/25ساعت  2:0 عصر  توسط مریم غفاری جاهد 
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    ;کتری!
    دلخوشیهای خوابگاهی
    عکس های گمشده
    اخلاق فدای مذهب
    خلاف مجاز!
    توله سگ های شیطان
    گوشی طفلکی من!
    کابوس
    سنتور خانم!
    [عناوین آرشیوشده]
     
    *AboutUs*>